☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۴۰ - مثل

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آنچنان که گفت مادر بچه را — گر خیالی آیدت در شب فرا

یا بگورستان و جای سهمگین — تو خیالی بینی اسود پر ز کین

دل قوی دار و بکن حمله برو — او بگرداند ز تو در حال رو

گفت کودک آن خیال دیووش — گر بدو این گفته باشد مادرش

حمله آرم افتد اندر گردنم — ز امر مادر پس من آنگه چون کنم

تو همی‌آموزیم که چست ایست — آن خیال زشت را هم مادریست

دیو و مردم را ملقن آن یکیست — غالب از وی گردد ار خصم اندکیست

تا کدامین سوی باشد آن یواش — الله‌الله رو تو هم زان سوی باش

گفت اگر از مکر ناید در کلام — حیله را دانسته باشد آن همام

سر او را چون شناسی راست گو — گفت من خامش نشینم پیش او

صبر را سلم کنم سوی درج — تا بر آیم صبر مفتاح الفرج

ور بجوشد در حضورش از دلم — منطقی بیرون ازین شادی و غم

من بدانم کو فرستاد آن بمن — از ضمیر چون سهیل اندر یمن

در دل من آن سخن زان میمنه‌ست — زانک از دل جانب دل روزنه‌ست

← Önceki 1008 / 1008

Anlam Arayışı