☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۲۶ - مخلص ماجرای عرب و جفت او

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ماجرای مرد و زن را مَخلَصی — باز می‌جوید درون مُخلِصی

ماجرای مرد و زن افتاد نقل — آن مثال نفس خود می‌دان و عقل

این زن و مردی که نفسست و خرد — نیک بایستست بهر نیک و بد

وین دو بایسته درین خاکی‌سرا — روز و شب در جنگ و اندر ماجرا

زن همی‌خواهد حویج خانگاه — یعنی آب رو و نان و خوان و جاه

نفس همچون زن پی چاره‌گری — گاه خاکی گاه جوید سروری

عقل خود زین فکرها آگاه نیست — در دماغش جز غم الله نیست

گرچه سِرّ قصه این دانه‌ست و دام — صورت قصه شنو اکنون تمام

گر بیان معنوی کافی شدی — خلق عالم عاطل و باطل بدی

گر محبت فکرت و معنیستی — صورت روزه و نمازت نیستی

هدیه‌های دوستان با همدگر — نیست اندر دوستی الا صور

تا گواهی داده باشد هدیه‌ها — بر محبتهای مضمر در خفا

زانک احسانهای ظاهر شاهدند — بر محبتهای سر ای ارجمند

شاهدت گه راست باشد گه دروغ — مست گاهی از می و گاهی ز دوغ

دوغ خورده مستیی پیدا کند — های هوی و سرگرانیها کند

آن مرایی در صیام و در صلاست — تا گمان آید که او مست ولاست

حاصل افعال برونی دیگرست — تا نشان باشد بر آنچ مضمرست

یا رب این تمییز ده ما را بخواست — تا شناسیم آن نشان کژ ز راست

حس را تمییز دانی چون شود — آنک حس ینظر بنور الله بود

ور اثر نبود سبب هم مظهرست — همچو خویشی کز محبت مخبرست

نبود آنک نور حقش شد امام — مر اثر را یا سببها را غلام

یا محبت در درون شعله زند — زفت گردد وز اثر فارغ کند

حاجتش نبود پی اعلام مهر — چون محبت نور خود زد بر سپهر

هست تفصیلات تا گردد تمام — این سخن لیکن بجو تو والسلام

گرچه شد معنی درین صورت پدید — صورت از معنی غریبست و بعید

در دلالت همچو آبند و درخت — چون بماهیت روی دورند سخت

ترک ماهیات و خاصیات گو — شرح کن احوال آن دو ماه‌رو

← Önceki 126 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı