☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۲۸ - تعیین کردن زن طریق طلب روزی کدخدای خود را و قبول کردن او

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گفت زن یک آفتابی تافتست — عالمی زو روشنایی یافتست

نایب رحمان خلیفهٔ کردگار — شهر بغدادست از وی چون بهار

گر بپیوندی بدان شه شه شوی — سوی هر ادبیر تا کی می‌روی

همنشینی با شهان چون کیمیاست — چون نظرشان کیمیایی خود کجاست

چشم احمد بر ابوبکری زده — او ز یک تصدیق صدیق آمده

گفت من شه را پذیرا چون شوم — بی بهانه سوی او من چون روم

نسبتی باید مرا یا حیلتی — هیچ پیشه راست شد بی‌آلتی

همچو مجنونی که بشنید از یکی — که مرض آمد به لیلی اندکی

گفت آوه بی بهانه چون روم — ور بمانم از عیادت چون شوم

لیتنی کنت طبیبا حاذقا — کنت امشی نحو لیلی سابقا

قل تعالوا گفت حق ما را بدان — تا بود شرم‌اشکنی ما را نشان

شب‌پران را گر نظر و آلت بدی — روزشان جولان و خوش حالت بدی

گفت چون شاه کرم میدان رود — عین هر بی‌آلتی آلت شود

زانک آلت دعوی است و هستی است — کار در بی‌آلتی و پستی است

گفت کی بی‌آلتی سودا کنم — تا نه من بی‌آلتی پیدا کنم

پس گواهی بایدم بر مفلسی — تا مرا رحمی کند شاه غنی

تو گواهی غیر گفت و گو و رنگ — وا نما تا رحم آرد شاه شنگ

کین گواهی که ز گفت و رنگ بد — نزد آن قاضی القضاة آن جرح شد

صدق می‌خواهد گواه حال او — تا بتابد نور او بی قال او

← Önceki 128 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı