☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۳۰ - در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عرب

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مرد گفت آری سبو را سر ببند — هین که این هدیه‌ست ما را سودمند

در نمد در دوز تو این کوزه را — تا گشاید شه به هدیه روزه را

کاین چنین اندر همه آفاق نیست — جز رحیق و مایه‌ی اذواق نیست

زانک ایشان ز آبهای تلخ و شور — دایما پر علت‌اند و نیم‌کور

مرغ کاب شور باشد مسکنش — او چه داند جای آب روشنش

ای که اندر چشمه‌ی شورست جات — تو چه دانی شط و جیحون و فرات

ای تو نارسته ازین فانی رباط — تو چه دانی محو و سکر و انبساط

ور بدانی نقلت از آب و جدست — پیش تو این نامها چون ابجدست

ابجد و هوز چه فاش است و پدید — بر همه طفلان و معنی بس بعید

پس سبو برداشت آن مرد عرب — در سفر شد می‌کشیدش روز و شب

بر سبو لرزان بُد از آفات دهر — هم کشیدش از بیابان تا به شهر

زن مصلا باز کرده از نیاز — رب سلم ورد کرده در نماز

که نگه‌دار آب ما را از خسان — یا رب آن گوهر بدان دریا رسان

گرچه شویم آگهست و پر فنست — لیک گوهر را هزاران دشمنست

خود چه باشد گوهر، آبِ کوثرست — قطره‌ای زینست کاصل گوهرست

از دعاهای زن و زاری او — وز غم مرد و گران‌باری او

سالم از دزدان و از آسیب سنگ — برد تا دار الخلافه بی‌درنگ

دید درگاهی پر از انعامها — اهل حاجت گستریده دامها

دم بدم هر سوی صاحب‌حاجتی — یافته زان در عطا و خلعتی

بهر گبر و مؤمن و زیبا و زشت — همچو خورشید و مطر نی چون بهشت

دید قومی در نظر آراسته — قوم دیگر منتظر بر خاسته

خاص و عامه از سلیمان تا بمور — زنده گشته چون جهان از نفخ صور

اهل صورت در جواهر بافته — اهل معنی بحر معنی یافته

آنک بی همت چه با همت شده — وانک با همت چه با نعمت شده

← Önceki 130 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı