☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۵۵ - اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بود

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

اول آن کس کین قیاسکها نمود — پیش انوار خدا ابلیس بود

گفت نار از خاک بی شک بهترست — من ز نار و او ز خاک اکدرست

پس قیاس فرع بر اصلش کنیم — او ز ظلمت ما ز نور روشنیم

گفت حق نه بلک لا انساب شد — زهد و تقوی فضل را محراب شد

این نه میراث جهان فانی است — که به انسابش بیابی جانی است

بلک این میراثهای انبیاست — وارث این جانهای اتقیاست

پور آن بوجهل شد مؤمن عیان — پور آن نوح نبی از گمرهان

زادهٔ خاکی منور شد چو ماه — زادهٔ آتش توی رو روسیاه

این قیاسات و تحری روز ابر — یا بشب مر قبله را کردست حبر

لیک با خورشید و کعبه پیش رو — این قیاس و این تحری را مجو

کعبه نادیده مکن رو زو متاب — از قیاس الله اعلم بالصواب

چون صفیری بشنوی از مرغ حق — ظاهرش را یاد گیری چون سبق

وانگهی از خود قیاساتی کنی — مر خیال محض را ذاتی کنی

اصطلاحاتیست مر ابدال را — که نباشد زان خبر اقوال را

منطق الطیری به صوت آموختی — صد قیاس و صد هوس افروختی

همچو آن رنجور دلها از تو خست — کر بپندار اصابت گشته مست

کاتب آن وحی زان آواز مرغ — برده ظنی کو بود همباز مرغ

مرغ پری زد مرورا کور کرد — نک فرو بردش به قعر مرگ و درد

هین به عکسی یا به ظنی هم شما — در میفتید از مقامات سما

گرچه هاروتید و ماروت و فزون — از همه بر بام نحن الصافون

بر بدیهای بدان رحمت کنید — بر منی و خویش‌بین لعنت کنید

هین مبادا غیرت آید از کمین — سرنگون افتید در قعر زمین

هر دو گفتند ای خدا فرمان تراست — بی امان تو امانی خود کجاست

این همی گفتند و دلشان می‌طپید — بد کجا آید ز ما نعم العبید

خار خار دو فرشته هم نهشت — تا که تخم خویش‌بینی را نکشت

پس همی گفتند کای ارکانیان — بی خبر از پاکی روحانیان

ما برین گردون تتقها می‌تنیم — بر زمین آییم و شادروان زنیم

عدل توزیم و عبادت آوریم — باز هر شب سوی گردون بر پریم

تا شویم اعجوبهٔ دور زمان — تا نهیم اندر زمین امن و امان

آن قیاس حال گردون بر زمین — راست ناید فرق دارد در کمین

← Önceki 156 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı