☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۶۳ - آتش افتادن در شهر به ایام عمر رضی الله عنه

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آتشی افتاد در عهد عمر — همچو چوب خشک می‌خورد او حجر

در فتاد اندر بنا و خانه‌ها — تا زد اندر پر مرغ و لانه‌ها

نیم شهر از شعله‌ها آتش گرفت — آب می‌ترسید از آن و می‌شکفت

مشکهای آب و سرکه می‌زدند — بر سر آتش کسان هوشمند

آتش از استیزه افزون می‌شدی — می‌رسید او را مدد از بی حدی

خلق آمد جانب عمر شتاب — کآتش ما می‌نمیرد هیچ از آب

گفت آن آتش ز آیات خداست — شعله‌ای از آتش بخل شماست

آب و سرکه چیست نان قسمت کنید — بخل بگذارید اگر آل منید

خلق گفتندش که در بگشوده‌ایم — ما سخی و اهل فتوت بوده‌ایم

گفت نان در رسم و عادت داده‌اید — دست از بهر خدا نگشاده‌اید

بهر فخر و بهر بوش و بهر ناز — نه از برای ترس و تقوی و نیاز

مال تخمست و به هر شوره منه — تیغ را در دست هر ره‌زن مده

اهل دین را باز دان از اهل کین — همنشین حق بجو با او نشین

هر کسی بر قوم خود ایثار کرد — کاغَه پندارد که او خود کار کرد

← Önceki 165 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı