☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

محتسب در نیم شب جایی رسید — در بن دیوار مستی خفته دید

گفت هی مستی چه خوردستی بگو — گفت ازین خوردم که هست اندر سبو

گفت آخر در سبو واگو که چیست — گفت از آنک خورده‌ام گفت این خفیست

گفت آنچ خورده‌ای آن چیست آن — گفت آنک در سبو مخفیست آن

دُور می‌شد این سؤال و این جواب — ماند چون خر محتسب اندر خلاب

گفت او را محتسب هین آه کن — مست هوهو کرد هنگام سخن

گفت گفتم آه کن هو می‌کنی — گفت من شاد و تو از غم منحنی

آه از درد و غم و بیدادیست — هوی هوی می‌خوران از شادیست

محتسب گفت این ندانم خیز خیز — معرفت متراش و بگذار این ستیز

گفت رو تو از کجا من از کجا — گفت مستی خیز تا زندان بیا

گفت مست ای محتسب بگذار و رو — از برهنه کی توان بردن گرو

گر مرا خود قوت رفتن بدی — خانهٔ خود رفتمی وین کی شدی

من اگر با عقل و با امکانمی — همچو شیخان بر سر دکانمی

← Önceki 243 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı