☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۶۰ - تتمهٔ نصیحت رسول علیه السلام بیمار را (2/2)

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

جمله فرزین‌بندها بیند بعکس — مات بر وی گردد و نقصان و وکس

زانک گر او هیچ بیند خویش را — مهلک و ناسور بیند ریش را

درد خیزد زین چنین دیدن درون — درد او را از حجاب آرد برون

تا نگیرد مادران را درد زه — طفل در زادن نیابد هیچ ره

این امانت در دل و دل حامله‌ست — این نصیحتها مثال قابله‌ست

قابله گوید که زن را درد نیست — درد باید درد کودک را رهیست

آنک او بی‌درد باشد ره‌زنست — زانک بی‌دردی انا الحق گفتنست

آن انا بی وقت گفتن لعنتست — آن انا در وقت گفتن رحمتست

آن انا منصور رحمت شد یقین — آن انا فرعون لعنت شد ببین

لاجرم هر مرغ بی‌هنگام را — سر بریدن واجبست اعلام را

سر بریدن چیست کشتن نفس را — در جهاد و ترک گفتن تفس را

آنچنانک نیش کزدم بر کنی — تا که یابد او ز کشتن ایمنی

بر کنی دندان پر زهری ز مار — تا رهد مار از بلای سنگسار

هیچ نکشد نفس را جز ظل پیر — دامن آن نفس‌کش را سخت گیر

چون بگیری سخت آن توفیق هوست — در تو هر قوت که آید جذب اوست

ما رمیت اذ رمیت راست دان — هر چه کارد جان بود از جان جان

دست گیرنده ویست و بردبار — دم بدم آن دم ازو اومید دار

نیست غم گر دیر بی او مانده‌ای — دیرگیر و سخت‌گیرش خوانده‌ای

دیر گیرد سخت گیرد رحمتش — یک دمت غایب ندارد حضرتش

ور تو خواهی شرح این وصل و ولا — از سر اندیشه می‌خوان والضحی

ور تو گویی هم بدیها از ویست — لیک آن نقصان فضل او کیست

آن بدی دادن کمال اوست هم — من مثالی گویمت ای محتشم

کرد نقاشی دو گونه نقشها — نقشهای صاف و نقشی بی صفا

نقش یوسف کرد و حور خوش‌سرشت — نقش عفریتان و ابلیسان زشت

هر دو گونه نقش استادی اوست — زشتی او نیست آن رادی اوست

زشت را در غایت زشتی کند — جمله زشتیها به گردش بر تند

تا کمال دانشش پیدا شود — منکر استادیش رسوا شود

ور نداند زشت کردن ناقص است — زین سبب خلاق گبر و مخلص است

پس ازین رو کفر و ایمان شاهدند — بر خداوندیش و هر دو ساجدند

لیک مؤمن دان که طوعا ساجدست — زانک جویای رضا و قاصدست

هست کرها گبر هم یزدان‌پرست — لیک قصد او مرادی دیگرست

قلعهٔ سلطان عمارت می‌کند — لیک دعوی امارت می‌کند

گشته یاغی تا که ملک او بود — عاقبت خود قلعه سلطانی شود

مؤمن آن قلعه برای پادشاه — می‌کند معمور نه از بهر جاه

زشت گوید ای شه زشت‌آفرین — قادری بر خوب و بر زشت مهین

خوب گوید ای شه حسن و بها — پاک گردانیدیم از عیبها

← Önceki 246 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı