☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۸۰ - قصهٔ آن شخص کی اشتر ضالهٔ خود می‌جست و می‌پرسید

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

اشتری گم کردی و جُستیش چُست — چون بیابی چون ندانی کان تُست؟

ضاله چه بود ناقهٔ گم کرده‌ای — از کفت بگریخته در پرده‌ای

آمده در بار کردن کاروان — اشتر تو زان میان گشته نهان

می‌دوی این سو و آن سو خشک‌لب — کاروان شد دور و نزدیکست شب

رخت مانده بر زمین در راه خوف — تو پی اشتر دوان گشته به‌طوف

کای مسلمانان که دیده‌ست اشتری — جَسته بیرون بامداد از آخُری

هر که بر گوید نشان از اشترم — مژدگانی می‌دهم چندین درم

باز می‌جویی نشان از هر کسی — ریش‌خندت می‌کند زین هر خسی

که اشتری دیدیم می‌رفت این طرف — اشتری سرخی به سوی آن علف

آن یکی گوید بریده‌گوش بود — وآن دگر گوید جُلش منقوش بود

آن یکی گوید شتر یک‌چشم بود — وآن دگر گوید ز گر بی‌پشم بود

از برای مژدگانی صد نشان — از گزافه هر خسی کرده بیان

← Önceki 266 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı