☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۹۱ - قصهٔ تیراندازی و ترسیدن او از سواری کی در بیشه می‌رفت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یک سواری با سلاح و بس مهیب — می‌شد اندر بیشه بر اسپی نجیب

تیراندازی بحکم او را بدید — پس ز خوف او کمان را در کشید

تا زند تیری سوارش بانگ زد — من ضعیفم گرچه زفتستم جسد

هان و هان منگر تو در زفتی من — که کمم در وقت جنگ از پیرزن

گفت رو که نیک گفتی ورنه نیش — بر تو می‌انداختم از ترس خویش

بس کسان را کآلت پیگار کشت — بی رجولیت چنان تیغی به مشت

گر بپوشی تو سلاح رستمان — رفت جانت چون نباشی مرد آن

جان سپر کن تیغ بگذار ای پسر — هر که بی سر بود ازین شه برد سر

آن سلاحت حیله و مکر توست — هم ز تو زایید و هم جان تو خست

چون نکردی هیچ سودی زین حیل — ترک حیلت کن که پیش آید دول

چون یکی لحظه نخوردی بر ز فن — ترک فن گو می‌طلب رب المنن

چون مبارک نیست بر تو این علوم — خویشتن گولی کن و بگذر ز شوم

چون ملایک گو که لا علم لنا — یا الهی غیر ما علمتنا

← Önceki 277 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı