☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۰۲ - تشنیع صوفیان بر آن صوفی کی پیش شیخ بسیار می‌گوید

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

صوفیان بر صوفیی شنعه زدند — پیش شیخ خانقاهی آمدند

شیخ را گفتند داد جان ما — تو ازین صوفی بجو ای پیشوا

گفت آخر چه گله‌ست ای صوفیان — گفت این صوفی سه خو دارد گران

در سخن بسیارگو همچون جرس — در خورش افزون خورد از بیست کس

ور بخسپد هست چون اصحاب کهف — صوفیان کردند پیش شیخ زحف

شیخ رو آورد سوی آن فقیر — که ز هر حالی که هست اوساط گیر

در خبر خیر الامور اوساطها — نافع آمد ز اعتدال اخلاطها

گر یکی خلطی فزون شد از عرض — در تن مردم پدید آید مرض

بر قرین خویش مفزا در صفت — کان فراق آرد یقین در عاقبت

نطق موسی بد بر اندازه ولیک — هم فزون آمد ز گفت یار نیک

آن فزونی با خضر آمد شقاق — گفت رو تو مکثری هذا فراق

موسیا بسیارگویی دور شو — ور نه با من گنگ باش و کور شو

ور نرفتی وز ستیزه شسته‌ای — تو به معنی رفته‌ای بگسسته‌ای

چون حدث کردی تو ناگه در نماز — گویدت سوی طهارت رو بتاز

ور نرفتی خشک خنبان می‌شوی — خود نمازت رفت پیشین ای غوی

رو بر آنها که هم‌جفت توند — عاشقان و تشنهٔ گفت توند

پاسبان بر خوابناکان بر فزود — ماهیان را پاسبان حاجت نبود

جامه‌پوشان را نظر بر گازرست — جان عریان را تجلی زیورست

یا ز عریانان به یکسو باز رو — یا چو ایشان فارغ از تنجامه شو

ور نمی‌توانی که کل عریان شوی — جامه کم کن تا ره اوسط روی

← Önceki 288 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı