← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۸۰ - قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
دید در ایام آن شیخ فقیر — مصحفی در خانهٔ پیری ضریر
پیش او مهمان شد او وقت تموز — هر دو زاهد جمع گشته چند روز
گفت اینجا ای عجب مصحف چراست — چونک نابیناست این درویش راست
اندرین اندیشه تشویشش فزود — که جز او را نیست اینجا باش و بود
اوست تنها مصحفی آویخته — من نیم گستاخ یا آمیخته
تا بپرسم نه خمش صبری کنم — تا به صبری بر مرادی بر زنم
صبر کرد و بود چندی در حرج — کشف شد کالصبر مفتاح الفرج