☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۸۵ - قصهٔ دقوقی رحمة الله علیه و کراماتش

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن دقوقی داشت خوش دیباجه‌ای — عاشق و صاحب کرامت خواجه‌ای

در زمین می‌شد چو مه بر آسمان — شب‌روان راگشته زو روشن روان

در مقامی مسکنی کم ساختی — کم دو روز اندر دهی انداختی

گفت در یک خانه گر باشم دو روز — عشق آن مسکن کند در من فروز

غرة المسکن احاذره انا — انقلی یا نفس سیری للغنا

لا اعود خلق قلبی بالمکان — کی یکون خالصا فی الامتحان

روز اندر سیر بد شب در نماز — چشم اندر شاه باز او همچو باز

منقطع از خلق، نه از بد خوی — منفرد از مرد و زن، نه از دوی

مشفقی بر خلق و نافع همچو آب — خوش شفعیی و دعااش مستجاب

نیک و بد را مهربان و مستقر — بهتر از مادر شهی‌تر از پدر

گفت پیغامبر شما را ای مهان — چون پدر هستم شفیق و مهربان

زان سبب که جمله اجزای منید — جزو را از کُل چرا بر می‌کنید

جزو از کُل قطع شد بی کار شد — عضو از تن قطع شد مردار شد

تا نپیوندد به‌کُل بارِ دگر — مُرده باشد نبودش از جان خبر

ور بجنبد نیست آن را خود سند — عضو نو ببریده هم جنبش کند

جزو ازین کُل گر بُرد یکسو رود — این نه آن کُلست کو ناقص شود

قطع و وصل او نیاید در مَقال — چیز ناقص گفته شد بهر مثال

← Önceki 390 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı