☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مر علی را در مثالی شیر خواند — شیر مثل او نباشد گرچه راند

از مثال و مثل و فرق آن بران — جانب قصهٔ دقوقی ای جوان

آنک در فتوی امام خلق بود — گوی تقوی از فرشته می‌ربود

آنک اندر سیر مه را مات کرد — هم ز دین‌داری او دین رشک خورد

با چنین تقوی و اوراد و قیام — طالب خاصان حق بودی مدام

در سفر معظم مرادش آن بدی — که دمی بر بندهٔ خاصی زدی

این همی‌گفتی چو می‌رفتی به‌راه — کن قرین خاصگانم ای اله

یا رب آنها را که بشناسد دلم — بنده و بسته‌میان و مجملم

و آنک نشناسم تو ای یزدان جان — بر من محجوبشان کن مهربان

حضرتش گفتی که ای صدر مهین — این چه عشقست و چه استسقاست این

مهر من داری چه می‌جویی دگر — چون خدا با تُست چون جویی بشر

او بگفتی یا رب ای دانای راز — تو گشودی در دلم راه نیاز

درمیان بحر اگر بنشسته‌ام — طمع در آب سبو هم بسته‌ام

همچو داودم نود نعجه مراست — طمع در نعجهٔ حریفم هم بخاست

حرص اندر عشق تو فخرست و جاه — حرص اندر غیر تو ننگ و تباه

شهوت و حرص نران بیشی بود — و آن حیزان ننگ و بدکیشی بود

حرص مردان از ره پیشی بود — در مخنث حرص سوی پس رود

آن یکی حرص از کمال مردی است — و آن دگر حرص افتضاح و سردی است

آه سِرّی هست اینجا بس نهان — که سوی خضری شود موسی روان

همچو مستسقی کز آبش سیر نیست — بر هر آنچ یافتی بالله مه‌ایست

بی نهایت حضرتست این بارگاه — صدر را بگذار صدر تُست راه

← Önceki 391 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı