← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۹۰ - شدن آن هفت شمع بر مثال یک شمع
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
باز میدیدم که میشد هفت، یک — میشکافد نور او جیب فلک
باز آن یک، بار دیگر هفت شد — مستی و حیرانی من زفت شد
اتصالاتی میان شمعها — که نیاید بر زبان و گفت ما
آنک یک دیدن کند ادراک آن — سالها نتوان نمودن از زبان
آنک یک دم بیندش ادراک هوش — سالها نتوان شنودن آن بگوش
چونک پایانی ندارد رو الیک — زانک لا احصی ثناء ما علیک
پیشتر رفتم دوان کان شمعها — تا چه چیزست از نشان کبریا
میشدم بی خویش و مدهوش و خراب — تا بیفتادم ز تعجیل و شتاب
ساعتی بیهوش و بیعقل اندرین — اوفتادم بر سر خاک زمین
باز با هوش آمدم برخاستم — در روش گویی نه سر نه پاستم