← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۴۵ - بیان آنک ایمان مقلد خوفست و رجا
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
داعی هر پیشه اومیدست و بوک — گرچه گردنشان ز کوشش شد چو دوک
بامدادان چون سوی دکان رود — بر امید و بوک روزی میدود
بوک روزی نبودت چون میروی — خوف حرمان هست تو چونی قوی
خوف حرمان ازل در کسب لوت — چون نکردت سست اندر جست و جوت
گویی گرچه خوف حرمان هست پیش — هست اندر کاهلی این خوف بیش
هست در کوشش امیدم بیشتر — دارم اندر کاهلی افزون خطر
پس چرا در کار دین ای بدگمان — دامنت میگیرد این خوف زیان
یا ندیدی کاهل این بازار ما — در چه سودند انبیا و اولیا
زین دکان رفتن چه کانشان رو نمود — اندرین بازار چون بستند سود
آتش آن را رام چون خلخال شد — بحر آن را رام شد حمال شد
آهن آن را رام شد چون موم شد — باد آن را بنده و محکوم شد