☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۴۷ - حکایت مندیل در تنور پر آتش انداختن انس رضی الله عنه و ناسوختن

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

از انس فرزند مالک آمدست — که به مهمانی او شخصی شدست

او حکایت کرد کز بعد طعام — دید انس دستارخوان را زردفام

چرکن و آلوده گفت ای خادمه — اندر افکن در تنورش یک‌دمه

در تنور پر ز آتش در فکند — آن زمان دستارخوان را هوشمند

جمله مهمانان در آن حیران شدند — انتظار دود کندوری بدند

بعد یکساعت بر آورد از تنور — پاک و اسپید و از آن اوساخ دور

قوم گفتند ای صحابی عزیز — چون نسوزید و منقی گشت نیز

گفت زانک مصطفی دست و دهان — بس بمالید اندرین دستارخوان

ای دل ترسنده از نار و عذاب — با چنان دست و لبی کن اقتراب

چون جمادی را چنین تشریف داد — جان عاشق را چه‌ها خواهد گشاد

مر کلوخ کعبه را چون قبله کرد — خاک مردان باش ای جان در نبرد

بعد از آن گفتند با آن خادمه — تو نگویی حال خود با این همه

چون فکندی زود آن از گفت وی — گیرم او بردست در اسرار پی

این‌چنین دستارخوان قیمتی — چون فکندی اندر آتش ای ستی

گفت دارم بر کریمان اعتمید — نیستم ز اکرام ایشان ناامید

میزری چه بود اگر او گویدم — در رو اندر عین آتش بی ندم

اندر افتم از کمال اعتمید — از عباد الله دارم بس امید

سر در اندازم نه این دستارخوان — ز اعتماد هر کریم رازدان

ای برادر خود برین اکسیر زن — کم نباید صدق مرد از صدق زن

آن دل مردی که از زن کم بود — آن دلی باشد که کم ز اشکم بود

← Önceki 452 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı