☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۷۷ - مسلهٔ فنا و بقای درویش

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گفت قایل در جهان درویش نیست — ور بود درویش آن درویش نیست

هست از روی بقای ذات او — نیست گشته وصف او در وصف هو

چون زبانهٔ شمع پیش آفتاب — نیست باشد هست باشد در حساب

هست باشد ذات او تا تو اگر — بر نهی پنبه بسوزد زان شرر

نیست باشد روشنی ندهد ترا — کرده باشد آفتاب او را فنا

در دو صد من شهد یک اوقیه خل — چون در افکندی و در وی گشت حل

نیست باشد طعم خل چون می‌چشی — هست اوقیه فزون چون برکشی

پیش شیری آهوی بیهوش شد — هستی‌اش در هست او روپوش شد

این قیاس ناقصان بر کار رب — جوشش عشقست نه از ترک ادب

نبض عاشق بی ادب بر می‌جهد — خویش را در کفهٔ شه می‌نهد

بی‌ادب‌تر نیست کس زو در جهان — با ادب‌تر نیست کس زو در نهان

هم بنسبت دان وفاق ای منتجب — این دو ضد با ادب با بی‌ادب

بی‌ادب باشد چو ظاهر بنگری — که بود دعوی عشقش هم‌سری

چون به باطن بنگری دعوی کجاست — او و دعوی پیش آن سلطان فناست

مات زید زید اگر فاعل بود — لیک فاعل نیست کو عاطل بود

او ز روی لفظ نحوی فاعلست — ورنه او مفعول و موتش قاتلست

فاعل چه کو چنان مقهور شد — فاعلیها جمله از وی دور شد

← Önceki 482 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı