☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸۱ - عزم کردن آن وکیل ازعشق کی رجوع کند به بخارا لاابالی‌وار

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شمع مریم را بهل افروخته — که بخارا می‌رود آن سوخته

سخت بی‌صبر و در آتشدان تیز — رو سوی صدر جهان می‌کن گریز

این بخارا منبع دانش بود — پس بخاراییست هرک آنش بود

پیش شیخی در بخارا اندری — تا به خواری در بخارا ننگری

جز به خواری در بخارای دلش — راه ندهد جزر و مد مشکلش

ای خنک آن را که ذلت نفسه — وای آنکس را که یردی رفسه

فرقت صدر جهان در جان او — پاره پاره کرده بود ارکان او

گفت بر خیزم هم‌آنجا واروم — کافر ار گشتم دگر ره بگروم

واروم آنجا بیفتم پیش او — پیش آن صدر نکواندیش او

گویم افکندم به پیشت جان خویش — زنده کن یا سر ببر ما را چو میش

کشته و مرده به پیشت ای قمر — به که شاه زندگان جای دگر

آزمودم من هزاران بار بیش — بی تو شیرین می‌نبینم عیش خویش

غن لی یا منیتی لحن النشور — ابرکی یا ناقتی تم السرور

ابلعی یا ارض دمعی قد کفی — اشربی یا نفس وردا قد صفا

عدت یا عیدی الینا مرحبا — نعم ما روحت یا ریح الصبا

گفت ای یاران روان گشتم وداع — سوی آن صدری که میر است و مطاع

دم‌بدم در سوز بریان می‌شوم — هرچه بادا باد آنجا می‌روم

گرچه دل چون سنگ خارا می‌کند — جان من عزم بخارا می‌کند

مسکن یارست و شهر شاه من — پیش عاشق این بود حب الوطن

← Önceki 486 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı