← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸۸ - رسیدن آن عاشق به معشوق خویش چون دست از جان خود بشست
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
همچو گویی سجده کن بر رو و سر — جانب آن صدر شد با چشم تر
جمله خلقان منتظر سر در هوا — کش بسوزد یا برآویزد ورا
این زمان این احمق یک لخت را — آن نماید که زمان بدبخت را
همچو پروانه شرر را نور دید — احمقانه در فتاد از جان برید
لیک شمع عشق چون آن شمع نیست — روشن اندر روشن اندر روشنیست
او به عکس شمعهای آتشیست — مینماید آتش و جمله خوشیست