☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸۹ - صفت آن مسجد کی عاشق‌کش بود و آن عاشق مرگ‌جوی لا ابالی کی درو مهمان شد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یک حکایت گوش کن ای نیک‌پی — مسجدی بد بر کنار شهر ری

هیچ کس در وی نخفتی شب ز بیم — که نه فرزندش شدی آن شب یتیم

بس که اندر وی غریب عور رفت — صبحدم چون اختران در گور رفت

خویشتن را نیک ازین آگاه کن — صبح آمد خواب را کوتاه کن

هر کسی گفتی که پریانند تند — اندرو مهمان کشان با تیغ کند

آن دگر گفتی که سحرست و طلسم — کین رصد باشد عدو جان و خصم

آن دگر گفتی که بر نه نقش فاش — بر درش کای میهمان اینجا مباش

شب مخسپ اینجا اگر جان بایدت — ورنه مرگ اینجا کمین بگشایدت

وان یکی گفتی که شب قفلی نهید — غافلی کاید شما کم ره دهید

← Önceki 494 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı