☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۹۲ - جواب گفتن عاشق عاذلان را

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گفت او ای ناصحان من بی ندم — از جهان زندگی سیر آمدم

منبلی‌ام زخم جو و زخم‌خواه — عافیت کم جوی از منبل براه

منبلی نی کو بود خود برگ‌جو — منبلی‌ام لاابالی مرگ‌جو

منبلی نی کو به کف پول آورد — منبلی چستی کزین پل بگذرد

آن نه کو بر هر دکانی بر زند — بل جهد از کون و کانی بر زند

مرگ شیرین گشت و نقلم زین سرا — چون قفس هشتن پریدن مرغ را

آن قفس که هست عین باغ در — مرغ می‌بیند گلستان و شجر

جوق مرغان از برون گرد قفس — خوش همی‌خوانند ز آزادی قصص

مرغ را اندر قفس زان سبزه‌زار — نه خورش ماندست و نه صبر و قرار

سر ز هر سوراخ بیرون می‌کند — تا بود کین بند از پا برکند

چون دل و جانش چنین بیرون بود — آن قفس را در گشایی چون بود

نه چنان مرغ قفس در اندهان — گرد بر گردش به حلقه گربگان

کی بود او را درین خوف و حزن — آرزوی از قفس بیرون شدن

او همی‌خواهد کزین ناخوش حصص — صد قفس باشد بگرد این قفس

← Önceki 497 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı