← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۹۱ - ملامت کردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آنجا و تهدید کردن مرورا
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
قوم گفتندش که هین اینجا مخسپ — تا نکوبد جانستانت همچو کسپ
که غریبی و نمیدانی ز حال — کاندرین جا هر که خفت آمد زوال
اتفاقی نیست این ما بارها — دیدهایم و جمله اصحاب نهی
هر که آن مسجد شبی مسکن شدش — نیمشب مرگ هلاهل آمدش
از یکی ما تابه صد این دیدهایم — نه به تقلید از کسی بشنیدهایم
گفت الدین نصیحه آن رسول — آن نصیحت در لغت ضد غلول
این نصیحت راستی در دوستی — در غلولی خاین و سگپوستی
بی خیانت این نصیحت از وداد — مینماییمت مگرد از عقل و داد