← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۱۶ - نظر کردن پیغامبر علیه السلام به اسیران و تبسم کردن و گفتن کی عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ یُجَرّونَ إِلَی الجَنَّةِ بِالسَّلاسِلِ وَ الأَغْلالِ
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
دید پیغامبر یکی جوقی اسیر — که همیبردند و ایشان در نفیر
دیدشان در بند آن آگاه شیر — می نظر کردند در وی زیر زیر
تا همی خایید هر یک از غضب — بر رسول صدق دندانها و لب
زهره نه با آن غضب که دم زنند — زانک در زنجیر قهر دهمنند
میکشاندشان موکل سوی شهر — میبرد از کافرستانشان به قهر
نه فدایی میستاند نه زری — نه شفاعت میرسد از سروری
رحمت عالم همیگویند و او — عالمی را میبرد حلق و گلو
با هزار انکار میرفتند راه — زیر لب طعنهزنان بر کار شاه
چارهها کردیم و اینجا چاره نیست — خود دل این مرد کم از خاره نیست
ما هزاران مرد شیر الپ ارسلان — با دو سه عریان سست نیمجان
این چنین درماندهایم از کژرویست — یا ز اخترهاست یا خود جادویست
بخت ما را بر درید آن بخت او — تخت ما شد سرنگون از تخت او
کار او از جادوی گر گشت زفت — جادوی کردیم ما هم چون نرفت