☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۲۰ - آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت او

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گرچه نشنید آن موکل آن سخن — رفت در گوشی که آن بد من لدن

بوی پیراهان یوسف را ندید — آنک حافظ بود و یعقوبش کشید

آن شیاطین بر عنان آسمان — نشنوند آن سر لوح غیب‌دان

آن محمد خفته و تکیه زده — آمده سر گرد او گردان شده

او خورد حلوا که روزیشست باز — آن نه کانگشتان او باشد دراز

نجم ثاقب گشته حارس دیوران — که بهل دزدی ز احمد سر ستان

ای دویده سوی دکان از پگاه — هین به مسجد رو بجو رزق اله

پس رسول آن گفتشان را فهم کرد — گفت آن خنده نبودم از نبرد

مرده‌اند ایشان و پوسیدهٔ فنا — مرده کشتن نیست مردی پیش ما

خود کیند ایشان که مه گردد شکاف — چونک من پا بفشرم اندر مصاف

آنگهی کآزاد بودیت و مکین — مر شما را بسته می‌دیدم چنین

ای بنازیده به ملک و خاندان — نزد عاقل اشتری بر ناودان

نقش تن را تا فتاد از بام طشت — پیش چشمم کل آت آت گشت

بنگرم در غوره می بینم عیان — بنگرم در نیست شی بینم عیان

بنگرم سر عالمی بینم نهان — آدم و حوا نرسته از جهان

مر شما را وقت ذرات الست — دیده‌ام پا بسته و منکوس و پست

از حدوث آسمان بی عمد — آنچ دانسته بدم افزون نشد

من شما را سرنگون می‌دیده‌ام — پیش از آن کز آب و گل بالیده‌ام

نو ندیدم تا کنم شادی بدان — این همی‌دیدم در آن اقبالتان

بستهٔ قهر خفی وانگه چه قهر — قند می‌خوردید و در وی درج زهر

این چنین قندی پر از زهر ار عدو — خوش بنوشد چت حسد آید برو

با نشاط آن زهر می‌کردید نوش — مرگتان خفیه گرفته هر دو گوش

من نمی‌کردم غزا از بهر آن — تا ظفر یابم فرو گیرم جهان

کین جهان جیفه‌ست و مردار و رخیص — بر چنین مردار چون باشم حریص

سگ نیم تا پرچم مرده کنم — عیسی‌ام آیم که تا زنده‌ش کنم

زان همی‌کردم صفوف جنگ چاک — تا رهانم مر شما را از هلاک

زان نمی‌برم گلوهای بشر — تا مرا باشد کر و فر و حشر

زان همی‌برم گلویی چند تا — زان گلوها عالمی یابد رها

که شما پروانه‌وار از جهل خویش — پیش آتش می‌کنید این حمله کیش

من همی‌رانم شما را همچو مست — از در افتادن در آتش با دو دست

آنک خود را فتحها پنداشتید — تخم منحوسی خود می‌کاشتید

یکدگر را جد جد می‌خواندید — سوی اژدرها فرس می‌راندید

قهر می‌کردید و اندر عین قهر — خود شما مقهور قهر شیر دهر

← Önceki 525 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı