☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۲۳ - داد خواستن پشه از باد به حضرت سلیمان علیه السلام

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

پشه آمد از حدیقه وز گیاه — وز سلیمان گشت پشه دادخواه

کای سلیمان معدلت می‌گستری — بر شیاطین و آدمی‌زاد و پری

مرغ و ماهی در پناه عدل تست — کیست آن گم‌گشته کش فضلت نجست

داد ده ما را که بس زاریم ما — بی‌نصیب از باغ و گلزاریم ما

مشکلات هر ضعیفی از تو حل — پشه باشد در ضعیفی خود مثل

شهره ما در ضعف و اشکسته‌پری — شهره تو در لطف و مسکین‌پروری

ای تو در اطباق قدرت منتهی — منتهی ما در کمی و بی‌رهی

داد ده ما را ازین غم کن جدا — دست گیر ای دست تو دست خدا

پس سلیمان گفت ای انصاف‌جو — داد و انصاف از که میخواهی بگو

کیست آن کالم که از باد و بروت — ظلم کردست و خراشیدست روت

ای عجب در عهد ما ظالم کجاست — کو نه اندر حبس و در زنجیر ماست

چونک ما زادیم ظلم آن روز مرد — پس بعهد ما کی ظلمی پیش برد

چون بر آمد نور ظلمت نیست شد — ظلم را ظلمت بود اصل و عضد

نک شیاطین کسب و خدمت می‌کنند — دیگران بسته باصفادند و بند

اصل ظلم ظالمان از دیو بود — دیو در بندست استم چون نمود

ملک زان دادست ما را کن فکان — تا ننالد خلق سوی آسمان

تا به بالا بر نیاید دودها — تا نگردد مضطرب چرخ و سها

تا نلرزد عرش از ناله یتیم — تا نگردد از ستم جانی سقیم

زان نهادیم از ممالک مذهبی — تا نیاید بر فلکها یا ربی

منگر ای مظلوم سوی آسمان — کاسمانی شاه داری در زمان

گفت پشه داد من از دست باد — کو دو دست ظلم بر ما بر گشاد

ما ز ظلم او به تنگی اندریم — با لب بسته ازو خون می‌خوریم

← Önceki 528 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı