☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۶ - قصهٔ مسجد اقصی و خروب و عزم کردن داود علیه‌السلام پیش از سلیمان علیه‌السلام بر بنای آن مسجد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چون درآمد عزم داودی به تنگ — که بسازد مسجد اقصی به سنگ

وحی کردش حق که ترک این بخوان — که ز دستت برنیاید این مکان

نیست در تقدیر ما آنک تو این — مسجد اقصی بر آری ای گزین

گفت جرمم چیست ای دانای راز — که مرا گویی که مسجد را مساز

گفت بی‌جرمی تو خونها کرده‌ای — خون مظلومان بگردن برده‌ای

که ز آواز تو خلقی بی‌شمار — جان بدادند و شدند آن را شکار

خون بسی رفتست بر آواز تو — بر صدای خوب جان‌پرداز تو

گفت مغلوب تو بودم مست تو — دست من بر بسته بود از دست تو

نه که هر مغلوب شه مرحوم بود — نه که المغلوب کالمعدوم بود

گفت این مغلوب معدومیست کو — جز به نسبت نیست معدوم ایقنوا

این چنین معدوم کو از خویش رفت — بهترین هستها افتاد و زفت

او به نسبت با صفات حق فناست — در حقیقت در فنا او را بقاست

جملهٔ ارواح در تدبیر اوست — جملهٔ اشباح هم در تیر اوست

آنک او مغلوب اندر لطف ماست — نیست مضطر بلک مختار ولاست

منتهای اختیار آنست خود — که اختیارش گردد اینجا مفتقد

اختیاری را نبودی چاشنی — گر نگشتی آخر او محو از منی

در جهان گر لقمه و گر شربتست — لذت او فرع محو لذتست

گرچه از لذات بی‌تاثیر شد — لذتی بود او و لذت‌گیر شد

← Önceki 549 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı