☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۵۵ - جواب خرگوش نخچیران را

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گفت ای یاران حقم الهام داد — مر ضعیفی را قوی رایی فتاد

آنچ حق آموخت مر زنبور را — آن نباشد شیر را و گور را

خانه‌ها سازد پر از حلوای تر — حق برو آن علم را بگشاد در

آنچ حق آموخت کرم پیله را — هیچ پیلی داند آن گون حیله را

آدم خاکی ز حق آموخت علم — تا به هفتم آسمان افروخت علم

نام و ناموس ملک را در‌شکست — کوری آنکس که در حق در شکست

زاهد ششصد هزاران ساله را — پوزبندی ساخت آن گوساله را

تا نتاند شیر علم دین کشید — تا نگردد گرد آن قصر مشید

علمهای اهل حس شد پوزبند — تا نگیرد شیر از آن علم بلند

قطرهٔ دل را یکی گوهر فتاد — کان به دریاها و گردونها نداد

چند صورت آخر ای صورت‌پرست — جان بی‌معنیت از صورت نرست

گر بصورت آدمی انسان بدی — احمد و بوجهل خود یکسان بدی

نقش بر دیوار مثل آدمست — بنگر از صورت چه چیز او کمست

جان کمست آن صورت با تاب را — رو بجو آن گوهر کم‌یاب را

شد سر شیران عالم جمله پست — چون سگ اصحاب را دادند دست

چه زیانستش از آن نقش نفور — چونک جانش غرق شد در بحر نور

وصف و صورت نیست اندر خامه‌ها — عالم و عادل بود در نامه‌ها

عالم و عادل همه معنیست بس — کش نیابی در مکان و پیش و پس

می‌زند بر تن ز سوی لامکان — می‌نگنجد در فلک خورشید جان

← Önceki 55 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı