☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۳۰ - سبب هجرت ابراهیم ادهم قدس الله سره و ترک ملک خراسان

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ملک برهم زن تو ادهم‌وار زود — تا بیابی هم‌چو او ملک خلود

خفته بود آن شه شبانه بر سریر — حارسان بر بام اندر دار و گیر

قصد شه از حارسان آن هم نبود — که کند زان دفع دزدان و رنود

او همی دانست که آن کو عادلست — فارغست از واقعه آمن دلست

عدل باشد پاسبان گامها — نه به شب چوبک‌زنان بر بامها

لیک بد مقصودش از بانگ رباب — هم‌چو مشتاقان خیال آن خطاب

نالهٔ سرنا و تهدید دهل — چیزکی ماند بدان ناقور کل

پس حکیمان گفته‌اند این لحنها — از دوار چرخ بگرفتیم ما

بانگ گردشهای چرخست این که خلق — می‌سرایندش به تنبور و به حلق

مؤمنان گویند که آثار بهشت — نغز گردانید هر آواز زشت

ما همه اجزای آدم بوده‌ایم — در بهشت آن لحن‌ها بشنوده‌ایم

گرچه بر ما ریخت آب و گل شکی — یادمان آمد از آنها چیزکی

لیک چون آمیخت با خاک کرب — کی دهند این زیر و آن بم آن طرب

آب چون آمیخت با بول و کمیز — گشت ز آمیزش مزاجش تلخ و تیز

چیزکی از آب هستش در جسد — بول گیرش آتشی را می‌کشد

گر نجس شد آب این طبعش بماند — که آتش غم را به طبع خود نشاند

پس غدای عاشقان آمد سماع — که درو باشد خیال اجتماع

قوتی گیرد خیالات ضمیر — بلک صورت گردد از بانگ و صفیر

آتش عشق از نوا‌ها گشت تیز — آن چنان که آتش آن جوزریز

← Önceki 563 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı