☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۸۸ - بیان آنک عهد کردن احمق وقت گرفتاری و ندم هیچ وفایی ندارد کی لو ردوالعادوا لما نهوا عنه و انهم لکاذبون صبح کاذب وفا ندارد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

عقل می‌گفتش حماقت با توست — با حماقت عقل را آید شکست

عقل را باشد وفای عهدها — تو نداری عقل رو ای خربها

عقل را یاد آید از پیمان خود — پردهٔ نسیان بدراند خرد

چونک عقلت نیست نسیان میر تست — دشمن و باطل کن تدبیر تست

از کمی عقل پروانهٔ خسیس — یاد نارد ز آتش و سوز و حسیس

چونک پرش سوخت توبه می‌کند — آز و نسیانش بر آتش می‌زند

ضبط و درک و حافظی و یادداشت — عقل را باشد که عقل آن را فراشت

چونک گوهر نیست تابش چون بود — چون مذکر نیست ایابش چون بود

این تمنی هم ز بی‌عقلی اوست — که نبیند کان حماقت را چه خوست

آن ندامت از نتیجهٔ رنج بود — نه ز عقل روشن چون گنج بود

چونک شد رنج آن ندامت شد عدم — می‌نیرزد خاک آن توبه و ندم

آن ندم از ظلمت غم بست بار — پس کلام اللیل یمحوه النهار

چون برفت آن ظلمت غم گشت خوش — هم رود از دل نتیجه و زاده‌اش

می‌کند او توبه و پیر خرد — بانگ لو ردوا لعادوا می‌زند

← Önceki 621 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı