← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۰۹ - در بیان آنک شناسای قدرت حق نپرسد کی بهشت و دوزخ کجاست
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
هر کجا خواهد خدا دوزخ کند — اوج را بر مرغ دام و فخ کند
هم ز دندانت برآید دردها — تا بگویی دوزخست و اژدها
یا کند آب دهانت را عسل — که بگویی که بهشتست و حلل
از بن دندان برویاند شکر — تا بدانی قوت حکم قدر
پس به دندان بیگناهان را مگز — فکر کن از ضربت نامحترز
نیل را بر قبطیان حق خون کند — سبطیان را از بلا محصون کند
تا بدانی پیش حق تمییز هست — در میان هوشیار راه و مست
نیل تمییز از خدا آموختست — که گشاد آن را و این را سخت بست
لطف او عاقل کند مر نیل را — قهر او ابله کند قابیل را
در جمادات از کرم عقل آفرید — عقل از عاقل به قهر خود برید
در جماد از لطف عقلی شد پدید — وز نکال از عاقلان دانش رمید
عقل چون باران به امر آنجا بریخت — عقل این سو خشم حق دید و گریخت
ابر و خورشید و مه و نجم بلند — جمله بر ترتیب آیند و روند
هر یکی ناید مگر در وقت خویش — که نه پس ماند ز هنگام و نه پیش
چون نکردی فهم این را ز انبیا — دانش آوردند در سنگ و عصا
تا جمادات دگر را بی لباس — چون عصا و سنگ داری از قیاس
طاعت سنگ و عصا ظاهر شود — وز جمادات دگر مخبر شود
که ز یزدان آگهیم و طایعیم — ما همه نی اتفاقی ضایعیم
همچو آب نیل دانی وقت غرق — کو میان هر دو امت کرد فرق
چون زمین دانیش دانا وقت خسف — در حق قارون که قهرش کرد و نسف
چون قمر که امر بشنید و شتافت — پس دو نیمه گشت بر چرخ و شکافت
چون درخت و سنگ کاندر هر مقام — مصطفی را کرده ظاهرالسلام