☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۱۶ - بیان آنک روح حیوانی و عقل‌ِ جزوی و وهم و خیال بر مثال دوغند و روح کی باقیست درین دوغ هم‌چون روغن پنهانست

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

جوهر صدقت خفی شد در دروغ — هم‌چو طعم روغن اندر طعم دوغ

آن دروغت این تن فانی بود — راستت آن جان ربانی بود

سال‌ها این دوغ تن پیدا و فاش — روغن جان اندرو فانی و لاش

تا فرستد حق رسولی بنده‌ای — دوغ را در خمره جنباننده‌ای

تا بجنباند به هنجار و به فن — تا بدانم من که پنهان بود من

یا کلام بنده‌ای کان جزو اوست — در رود در گوش او کاو وحی‌جو‌ست

اذن مؤمن وحی ما را واعی است — آنچنان گوشی قرین داعی است

هم‌چنانکه گوش طفل از گفت مام — پر شود ناطق شود او در کلام

ور نباشد طفل را گوش رشد — گفت مادر نشنود گنگی شود

دایما هر کر اصلی گنگ بود — ناطق آنکس شد که از مادر شنود

دان‌که گوش کر و گنگ از آفتی‌ست — که پذیرای دم و تعلیم نیست

آنکه بی‌تعلیم بُد ناطق خداست — که صفات او ز علت‌ها جداست

یا چو آدم کرده تلقینش خدا — بی‌حجاب مادر و دایه و ازا

یا مسیحی که به تعلیم ودود — در ولادت ناطق آمد در وجود

از برای دفع تهمت در ولاد — که نزاده‌ست از زنا و از فساد

جنبشی بایست اندر اجتهاد — تا که دوغ آن روغن از دل باز داد

روغن اندر دوغ باشد چون عدم — دوغ در هستی برآورده علم

آنک هستت می‌نماید هست پوست — وآنک فانی می‌نماید اصل اوست

دوغ روغن ناگرفتست و کهن — تا بنگزینی بنه خرجش مکن

هین بگردانش به دانش دست دست — تا نماید آنچ پنهان کرده است

زآنکه این فانی دلیل باقی است — لابهٔ مستان دلیل ساقی است

← Önceki 649 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı