☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۱۷ - مثال دیگر هم درین معنی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هست بازیهای آن شیر علم — مخبری از بادهای مکتتم

گر نبودی جنبش آن بادها — شیر مرده کی بجستی در هوا

زان شناسی باد را گر آن صباست — یا دبورست این بیان آن خفاست

این بدن مانند آن شیر علم — فکر می‌جنباند او را دم به دم

فکر کان از مشرق آید آن صباست — وآنک از مغرب دبور با وباست

مشرق این باد فکرت دیگرست — مغرب این باد فکرت زان سرست

مه جمادست و بود شرقش جماد — جان جان جان بود شرق فؤاد

شرق خورشیدی که شد باطن‌فروز — قشر و عکس آن بود خورشید روز

زآنک چون مرده بود تن بی‌لهب — پیش او نه روز بنماید نه شب

ور نباشد آن چو این باشد تمام — بی‌شب و بی روز دارد انتظام

هم‌چنانک چشم می‌بیند به خواب — بی‌مه و خورشید ماه و آفتاب

نوم ما چون شد اخ الموت ای فلان — زین برادر آن برادر را بدان

ور بگویندت که هست آن فرع این — مشنو آن را ای مقلد بی‌یقین

می‌بیند خواب جانت وصف حال — که به بیداری نبینی بیست سال

در پی تعبیر آن تو عمرها — می‌دوی سوی شهان با دها

که بگو آن خواب را تعبیر چیست — فرع گفتن این چنین سر را سگیست

خواب عامست این و خود خواب خواص — باشد اصل اجتبا و اختصاص

پیل باید تا چو خسپد او ستان — خواب بیند خطهٔ هندوستان

خر نبیند هیچ هندستان به خواب — خر ز هندستان نکردست اغتراب

جان هم‌چون پیل باید نیک زفت — تا به خواب او هند داند رفت تفت

ذکر هندستان کند پیل از طلب — پس مصور گردد آن ذکرش به شب

اذکروا الله کار هر اوباش نیست — ارجعی بر پای هر قلاش نیست

لیک تو آیس مشو هم پیل باش — ور نه پیلی در پی تبدیل باش

کیمیاسازان گردون را ببین — بشنو از میناگران هر دم طنین

نقش‌بندانند در جو فلک — کارسازانند بهر لی و لک

گر نبینی خلق مشکین جیب را — بنگر ای شب‌کور این آسیب را

هر دم آسیبست بر ادراک تو — نبت نو نو رسته بین از خاک تو

زین بد ابراهیم ادهم دیده خواب — بسط هندستان دل را بی‌حجاب

لاجرم زنجیرها را بر درید — مملکت بر هم زد و شد ناپدید

آن نشان دید هندستان بود — که جهد از خواب و دیوانه شود

می‌فشاند خاک بر تدبیرها — می‌دراند حلقهٔ زنجیرها

آنچنان که گفت پیغامبر ز نور — که نشانش آن بود اندر صدور

که تجافی آرد از دار الغرور — هم انابت آرد از دار السرور

بهر شرح این حدیث مصطفی — داستانی بشنو ای یار صفا

← Önceki 650 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı