☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۶۵ - جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با او

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گفت بسم الله بیا تا او کجاست — پیش در شو گر همی گویی تو راست

تا سزای او و صد چون او دهم — ور دروغست این سزای تو دهم

اندر آمد چون قلاووزی به پیش — تا برد او را به سوی دام خویش

سوی چاهی کو نشانش کرده بود — چاه مَغ را دام جانش کرده بود

می‌شدند این هر دو تا نزدیک چاه — اینت خرگوشی چو آبی زیر کاه

آبْ کاهی را به هامون می‌برد — آب کوهی را عجب چون می‌بَرد

دام مکر او کمند شیر بود — طرفه خرگوشی که شیری می‌ربود

موسیی فرعون را با رود نیل — می‌کُشد با لشکر و جمع ثقیل

پشّه‌ای نمرود را با نیم پر — می‌شکافد بی‌محابا دَرزِ سر

حالِ آن کو قول دشمن را شنود — بین جزای آنک شد یار حسود

حالِ فرعونی که هامان را شنود — حال نمرودی که شیطان را شنود

دشمن ار چه دوستانه گویدت — دام دان گرچه ز دانه گویدت

گر ترا قندی دهد آن زهر دان — گر بتن لطفی کند آن قهر دان

چون قضا آید نبینی غیر پوست — دشمنان را باز نشناسی ز دوست

چون چنین شد ابتهال آغاز کن — ناله و تَسبیح و روزه ساز کن

ناله می‌کن کای تو عَلّام الغیوب — زیرِ سنگِ مَکرِ بد ما را مکوب

گر سگی کردیم ای شیرآفرین — شیر را مگمار بر ما زین کمین

آبِ خوش را صورت آتش مدِه — اندر آتش صورتِ آبی منه

از شراب قهر چون مستی دهی — نیستها را صورتِ هستی دهی

چیست مستی بندِ چشم از دیدِ چشم — تا نُماید سنگْ گوهرْ پَشمْ یشم

چیست مستی حسّها مُبدَل شدن — چوبِ گَز اندر نظر صَندل شدن

← Önceki 65 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı