← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۶۵ - جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با او
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
گفت بسم الله بیا تا او کجاست — پیش در شو گر همی گویی تو راست
تا سزای او و صد چون او دهم — ور دروغست این سزای تو دهم
اندر آمد چون قلاووزی به پیش — تا برد او را به سوی دام خویش
سوی چاهی کو نشانش کرده بود — چاه مَغ را دام جانش کرده بود
میشدند این هر دو تا نزدیک چاه — اینت خرگوشی چو آبی زیر کاه
آبْ کاهی را به هامون میبرد — آب کوهی را عجب چون میبَرد
دام مکر او کمند شیر بود — طرفه خرگوشی که شیری میربود
موسیی فرعون را با رود نیل — میکُشد با لشکر و جمع ثقیل
پشّهای نمرود را با نیم پر — میشکافد بیمحابا دَرزِ سر
حالِ آن کو قول دشمن را شنود — بین جزای آنک شد یار حسود
حالِ فرعونی که هامان را شنود — حال نمرودی که شیطان را شنود
دشمن ار چه دوستانه گویدت — دام دان گرچه ز دانه گویدت
گر ترا قندی دهد آن زهر دان — گر بتن لطفی کند آن قهر دان
چون قضا آید نبینی غیر پوست — دشمنان را باز نشناسی ز دوست
چون چنین شد ابتهال آغاز کن — ناله و تَسبیح و روزه ساز کن
ناله میکن کای تو عَلّام الغیوب — زیرِ سنگِ مَکرِ بد ما را مکوب
گر سگی کردیم ای شیرآفرین — شیر را مگمار بر ما زین کمین
آبِ خوش را صورت آتش مدِه — اندر آتش صورتِ آبی منه
از شراب قهر چون مستی دهی — نیستها را صورتِ هستی دهی
چیست مستی بندِ چشم از دیدِ چشم — تا نُماید سنگْ گوهرْ پَشمْ یشم
چیست مستی حسّها مُبدَل شدن — چوبِ گَز اندر نظر صَندل شدن