☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تو خلیلِ وقتی ای خورشیدهش — این چَهار اطیار ره‌زن را بکش

زانک هر مرغی ازینها زاغ‌وش — هست عقل عاقلان را دیده‌کَش

چار وصف تن چو مرغان خلیل — بسمل ایشان دهد جان را سبیل

ای خلیل، اندر خلاص نیک و بد — سر ببرشان تا رهد پاها ز سد

کل توی و جملگان اجزای تو — بر گشا که هست پاشان پای تو

از تو عالم روح زاری می‌شود — پشت صد لشکر سواری می‌شود

زانک این تن شد مقام چار خو — نامشان شد چار مرغ فتنه‌جو

خَلق را گر زندگی خواهی ابد — سر ببر زین چار مرغ شوم بد

بازشان زنده کن از نوعی دگر — که نباشد بعد از آن زیشان ضرر

چار مرغ معنوی راه‌زن — کرده‌اند اندر دل خَلقان وطن

چون امیر جمله دلهای سَوی — اندرین دور ای خلیفهٔ حق توی

سر ببر این چار مرغ زنده را — سر مدی کن خَلق ناپاینده را

بط و طاوسست و زاغست و خروس — این مثال چار خُلق اندر نفوس

بط، حرصست و خروس آن شهوتست — جاه چون طاوس و زاغ اُمنیتست

مُنیتش آن که بُوَد اومیدساز — طامع تأبید یا عمر دراز

بط حرص آمد که نوکش در زمین — در تر و در خشک می‌جوید دفین

یک زمان نبود معطل آن گَلو — نشنود از حکم جز امر کُلوا

هم‌چو یغماجیست، خانه می‌کَند — زود زود انبان خود پر می‌کند

اندر انبان می‌فِشارد نیک و بد — دانه‌های دُر و حبات نخود

تا مبادا یاغیی آید دگر — می‌فِشارد در جوال او خشک و تر

وقت تنگ و فرصت اندک، او مخوف — در بغل زد هر چه زودتر بی‌وقوف

لیک مؤمن ز اعتماد آن حیات — می‌کند غارت به مَهل و با اَنات

آمِنست از فوت و از یاغی که او — می‌شناسد قهر شه را بر عدو

آمنست از خواجه‌تاشان دگر — که بیایندش مزاحم صرفه‌بر

عدل شه را دید در ضبط حشم — که نیارد کرد کس بر کس ستم

لاجرم نشتابد و ساکن بود — از فوات حظ خود آمن بود

بس تانی دارد و صبر و شکیب — چشم‌سیر و مؤثرست و پاک‌جیب

کین تانی پرتو رحمان بود — وان شتاب از هزهٔ شیطان بود

زانک شیطانش بترساند ز فقر — بارگیر صبر را بِکشد به عقر

از نُبی بشنو که شیطان در وعید — می‌کند تهدیدت از فقر شدید

تا خوری زشت و بری زشت و شتاب — نی مروت نی‌تانی نی ثواب

لاجرم کافِر خورد در هفت بطن — دین و دل باریک و لاغر، زفت بطن

← Önceki 675 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı