☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۴ - در حجره گشادن مصطفی علیه‌السلام بر مهمان و خود را پنهان کردن تا او خیال گشاینده را نبیند و خجل شود و گستاخ بیرون رود

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مصطفی صبح آمد و در را گشاد — صبح آن گمراه را او راه داد

در گشاد و گشت پنهان مصطفی — تا نگردد شرمسار آن مبتلا

تا برون آید رود گستاخ او — تا نبیند درگشا را پشت و رو

یا نهان شد در پس چیزی و یا — از ویش پوشید دامان خدا

صبغة الله گاه پوشیده کند — پردهٔ بی‌چون بر آن ناظر تَنَد

تا نبیند خصم را پهلوی خویش — قدرت یزدان از آن بیشست بیش

مصطفی می‌دید احوال شبش — لیک مانع بود فرمان ربش

تا که پیش از خبط بگشاید رهی — تا نیفتد زان فضیحت در چهی

لیک حکمت بود و امر آسمان — تا ببیند خویشتن را او چنان

بس عداوتها که آن یاری بود — بس خرابیها که معماری بود

جامه خوابِ پر حدث را یک فضول — قاصدا آورد در پیش رسول

که چُنین کرده‌ست مهمانت ببین — خنده‌ای زد رحمةً للعالمین

که بیار آن مِطهَره اینجا به پیش — تا بشویم جمله را با دست خویش

هر کسی می‌جست کز بهر خدا — جان ما و جسم ما قربان ترا

ما بشوییم این حدث را تو بِهِل — کار دستست این نَمَط نه کار دل

ای لَعَمرُک مر ترا حق عمر خواند — پس خلیفه کرد و بر کرسی نشاند

ما برای خدمت تو می‌زییم — چون تو خدمت می‌کنی پس ما چه‌ایم

گفت آن دانم و لیک این ساعتیست — که درین شستن به خویشم حکمتیست

منتظر بودند کاین قول نبیست — تا پدید آید که این اسرار چیست

او به جد می‌شست آن احداث را — خاص ز امر حق نه تقلید و ریا

که دلش می‌گفت کین را تو بشو — که درین جا هست حکمت تو بتو

← Önceki 677 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı