☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۶ - نواختن مصطفی علیه‌السلام آن عرب مهمان را و تسکین دادن او را از اضطراب و گریه و نوحه کی بر خود می‌کرد در خجالت و ندامت و آتش نومیدی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

این سخن پایان ندارد آن عرب — ماند از الطاف آن شه در عجب

خواست دیوانه شدن عقلش رمید — دست عقل مصطفی بازش کشید

گفت این سو آ بیامد آنچنان — که کسی برخیزد از خواب گران

گفت این سو آ مکن هین با خود آ — که ازین سو هست با تو کارها

آب بر رو زد در آمد در سخن — کای شهید حق شهادت عرضه کن

تا گواهی بدهم و بیرون شوم — سیرم از هستی در آن هامون شوم

ما درین دهلیز قاضی قضا — بهر دعوی الستیم و بلی

که بلی گفتیم و آن را ز امتحان — فعل و قول ما شهودست و بیان

از چه در دهلیز قاضی تن زدیم — نه که ما بهر گواهی آمدیم

چند در دهلیز قاضی ای گواه — حبس باشی ده شهادت از پگاه

زان بخواندندت بدین‌جا تا که تو — آن گواهی بدهی و ناری عتو

از لجاج خویشتن بنشسته‌ای — اندرین تنگی کف و لب بسته‌ای

تا بندهی آن گواهی ای شهید — تو ازین دهلیز کی خواهی رهید

یک زمان کارست بگزار و بتاز — کار کوته را مکن بر خود دراز

خواه در صد سال خواهی یک زمان — این امانت واگزار و وا رهان

← Önceki 679 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı