☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۳۳ - بیان آنک هنرها و زیرکی‌ها و مال دنیا هم‌چون پرهای طاوس عدو جانست

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

پس هنر آمد هلاکت خام را — کز پی دانه نبیند دام را

اختیار آن را نکو باشد که او — مالک خود باشد اندر اتقوا

چون نباشد حفظ و تقوی زینهار — دور کن آلت‌، بینداز اختیار

جلوه‌گاه و اختیارم آن پَر‌ست — بر کنم پر را که در قصد سر‌ست

نیست انگارد پر خود را صبور — تا پَرَش در نفکند در شر و شور

پس زیانش نیست پر گو بر مکن — گر رسد تیری به پیش آرد مجن

لیک بر من پر زیبا دشمنیست — چونک از جلوه‌گری صبریم نیست

گر بدی صبر و حفاظم راه‌بر — بر فزودی ز اختیارم کر و فر

هم‌چو طفلم یا چو مست اندر فتن — نیست لایق تیغ اندر دست من

گر مرا عقلی بدی و منزجر — تیغ اندر دست من بودی ظفر

عقل باید نورده چون آفتاب — تا زند تیغی که نبود جز صواب

چون ندارم عقل تابان و صلاح — پس چرا در چاه نندازم سلاح‌؟

در چه اندازم کنون تیغ و مجن — کاین سلاح خصم من خواهد شدن

چون ندارم زور و یاری و سند — تیغم او بستاند و بر من زند

رغم این نفس وقیحه‌خوی را — که نپوشد رو‌، خراشم روی را

تا شود کم این جمال و این کمال — چون نمانَد رو‌، کم افتم در وبال

چون بدین نیّت خراشم‌، بزه نیست — که به زخم این روی را پوشیدنی‌ست

گر دلم خوی ستیری داشتی — روی خوبم جز صفا نفراشتی

چون ندیدم زور و فرهنگ و صلاح — خصم دیدم‌، زود بشکستم سلاح

تا نگردد تیغ من او را کمال — تا نگردد خنجرم بر من وبال

می‌گریزم تا رگم جنبان بود — کی فرار از خویشتن آسان بود‌؟

آنک از غیری بود او را فرار — چون ازو ببرید‌، گیرد او قرار

من که خصمم هم منم اندر گریز — تا ابد کار من آمد خیزخیز

نه به هند‌ست آمن و نه در ختن — آنک خصم اوست سایهٔ خویشتن

← Önceki 706 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı