← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۷۶ - حکمت نظر کردن در چارق و پوستین کی فلینظر الانسان مم خلق
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بازگردان قصهٔ عشقِ ایاز — که آن یکی گنجیست مالامال راز
میرود هر روز در حُجرهٔ بَرین — تا ببیند چارقی با پوستین
زانکه هستی سخت مستی آورد — عقل از سَر شَرم از دل میبرد
صد هزاران قرنِ پیشین را همین — مستیِ هستی بِزَد رَه زین کمین
شد عزازیلی ازین مستی بلیس — که چرا آدم شود بر من رئیس
خواجهام من نیز و خواجهزادهام — صد هنر را قابل و آمادهام
در هنر من از کسی کم نیستم — تا به خدمت پیشِ دشمن بِیستم
من ز آتش زادهام او از وَحَل — پیشِ آتش مَر وَحَل را چه مَحَل
او کجا بود اندر آن دوری که من — صَدر عالم بودم و فخرِ زَمَن