☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۷۸ - در معنی این کی ارنا الاشیاء کما هی و معنی این کی لو کشف الغطاء ما از ددت یقینا و قوله در هر که تو از دیدهٔ بد می‌نگری از چنبرهٔ وجود خود می‌نگری پایهٔ کژ کژ افکند سایه

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای خروسان از وی آموزید بانگ — بانگ بهرِ حقّ کند نه بهرِ دانگ

صبح کاذب آید و نفریبدش — صبحِ کاذب عالَم و نیک و بَدَش

اهلِ دنیا عقلِ ناقص داشتند — تا که صبحِ صادقش پنداشتند

صبحِ کاذب کاروان‌ها را زَدَست — که به بوی روز بیرون آمدَست

صبحِ کاذب خَلق را رهبر مباد — کو دهد بس کاروان‌ها را به باد

ای شده تو صبحِ کاذب را رَهین — صبحِ صادق را تو کاذب هم مَبین

گر نداری از نفاق و بَد امان — از چه داری بر برادر ظن همان

بَدگمان باشد همیشه زشت‌کار — نامهٔ خود خواند اندر حقِّ یار

آن خَسان که در کژی‌ها مانده‌اند — انبیا را ساحر و کژ خوانده‌اند

وآن امیرانِ خسیسِ قلب‌ساز — این گمان بردند بر حُجرهٔ ایاز

کو دَفینه دارد و گنج اندر آن — ز آینهٔ خود مَنگَر اندر دیگران

شاه می‌دانست خود پاکیِّ او — بهرِ ایشان کرد او آن جست و جو

کای امیر آن حُجره را بگشای دَر — نیم‌شب که باشد او زان بی‌خبر

تا پدید آید سِگالش‌های او — بعد از آن بر ماست مالِش‌های او

مَر شما را دادم آن زرّ و گُهَر — من از آن زرها نخواهم جز خبر

این همی‌گفت و دلِ او می‌طپید — از برای آن ایازِ بی‌ندید

که منم کاین بر زبانم می‌رود — این جفا گر بشنود او چون شود

باز می‌گوید به حقِّ دینِ او — که ازین افزون بُوَد تمکینِ او

کی به قَذفِ زشتِ من طِیره شود — وز غَرَض وز سِرِّ من غافل بُوَد

مُبتَلی چون دید تاویلاتِ رنج — بُرد بیند کِی شود او ماتِ رنج

صاحبِ تاویل ایازِ صابرست — کو به بحرِ عاقبت‌ها ناظرست

هم‌چو یوسف خوابِ این زندانیان — هست تعبیرش به پیشِ او عیان

خوابِ خود را چون نداند مردِ خیر — کو بُوَد واقف ز سِرِّ خوابِ غیر

گر زنم صد تیغ او را ز امتحان — کم نگردد وُصلَتِ آن مهربان

داند او که آن تیغ بر خود می‌زنم — من وِیَم اندر حقیقت او منم

← Önceki 753 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı