☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۹۴ - تشبیه کردن قطب کی عارف واصلست در اجری دادن خلق از قوت مغفرت و رحمت بر مراتبی کی حقش الهام دهد و تمثیل به شیر که دد اجری خوار و باقی خوار ویند بر مراتب قرب ایشان بشیر نه قرب مکانی بلک قرب صفتی و تفاصیل این بسیارست والله الهادی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

قطب شیر و صید کردن کار او — باقیان این خلق باقی‌خوار او

تا توانی در رضای قطب کوش — تا قوی گردد کند صید وحوش

چون برنجد بی‌نوا مانند خلق — کز کف عقلست جمله رزق حلق

زانک وجد حلق باقی خورد اوست — این نگه دار ار دل تو صیدجوست

او چو عقل و خلق چون اعضا و تن — بستهٔ عقلست تدبیر بدن

ضعف قطب از تن بود از روح نی — ضعف در کشتی بود در نوح نی

قطب آن باشد که گرد خود تند — گردش افلاک گرد او بود

یاریی ده در مرمهٔ کشتی‌اش — گر غلام خاص و بنده گشتی‌اش

یاریت در تو فزاید نه اندرو — گفت حق ان تنصروا الله تنصروا

هم‌چو روبه صید گیر و کن فدیش — تا عوض گیری هزاران صید بیش

روبهانه باشد آن صید مرید — مرده گیرد صید کفتار مرید

مرده پیش او کشی زنده شود — چرک در پالیز روینده شود

گفت روبه شیر را خدمت کنم — حیله‌ها سازم ز عقلش بر کنم

حیله و افسونگری کار منست — کار من دستان و از ره بردنست

از سر که جانب جو می‌شتافت — آن خر مسکین لاغر را بیافت

پس سلام گرم کرد و پیش رفت — پیش آن ساده دل درویش رفت

گفت چونی اندرین صحرای خشک — در میان سنگلاخ و جای خشک

گفت خر گر در غمم گر در ارم — قسمتم حق کرد من زان شاکرم

شکر گویم دوست را در خیر و شر — زانک هست اندر قضا از بد بتر

چونک قسام اوست کفر آمد گله — صبر باید صبر مفتاح الصله

غیر حق جمله عدواند اوست دوست — با عدو از دوست شکوت کی نکوست

تا دهد دوغم نخواهم انگبین — زانک هر نعمت غمی دارد قرین

← Önceki 769 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı