☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۹۳ - حکایت در بیان آنک کسی توبه کند و پشیمان شود و باز آن پشیمانیها را فراموش کند و آزموده را باز آزماید در خسارت ابد افتد چون توبهٔ او را ثباتی و قوتی و حلاوتی و قبولی مدد نرسد چون درخت بی‌بیخ هر روز زردتر و خشک‌تر نعوذ بالله

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گازری بود و مر او را یک خری — پشت ریش اشکم تهی و لاغری

در میان سنگلاخ بی‌گیاه — روز تا شب بی‌نوا و بی‌پناه

بهر خوردن جز که آب آنجا نبود — روز و شب بد خر در آن کور و کبود

آن حوالی نیستان و بیشه بود — شیر بود آنجا که صیدش پیشه بود

شیر را با پیل نر جنگ اوفتاد — خسته شد آن شیر و ماند از اصطیاد

مدتی وا ماند زان ضعف از شکار — بی‌نوا ماندند دد از چاشت‌خوار

زانک باقی‌خوار شیر ایشان بدند — شیر چون رنجور شد تنگ آمدند

شیر یک روباه را فرمود رو — مر خری را بهر من صیاد شو

گر خری یابی به گرد مرغزار — رو فسونش خوان فریبانش بیار

چون بیابم قوتی از گوشت خر — پس بگیرم بعد از آن صیدی دگر

اندکی من می‌خورم باقی شما — من سبب باشم شما را در نوا

یا خری یا گاو بهر من بجوی — زان فسونهایی که می‌دانی بگوی

از فسون و از سخنهای خوشش — از سرش بیرون کن و اینجا کشش

← Önceki 768 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı