← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۴۷ - رفتن امیر خشمآلود برای گوشمال زاهد
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
میر چون آتش شد و برجست راست — گفت بنما خانهٔ زاهد کجاست
تا بدین گرز گران کوبم سرش — آن سر بیدانش مادرغرش
او چه داند امر معروف از سگی — طالب معروفی است و شُهرگی
تا بدین سالوس خود را جا کند — تا به چیزی خویشتن پیدا کند
کو ندارد خود هنر الا همان — که تسلس میکند با این و آن
او اگر دیوانه است و فتنهکاو — داروی دیوانه باشد کیر گاو
تا که شیطان از سرش بیرون رود — بیلت خربندگان خر چون رود
میر بیرون جست دبوسی بدست — نیم شب آمد به زاهد نیممست
خواست کشتن مرد زاهد را ز خشم — مرد زاهد گشت پنهان زیر پشم
مرد زاهد میشنید از میر آن — زیر پشم آن رسنتابان نهان
گفت در رو گفتن زشتی مرد — آینه تاند که رو را سخت کرد
روی باید آینهوار آهنین — تات گوید روی زشت خود ببین