☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۶۴ - صفت کردن مرد غماز و نمودن صورت کنیزک مصور در کاغذ و عاشق شدن خلیفهٔ مصر بر آن صورت و فرستادن خلیفه امیری را با سپاه گران بدر موصل و قتل و ویرانی بسیار کردن بهر این غرض

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مر خلیفهٔ مصر را غماز گفت — که شه موصل به حوری گشت جفت

یک کنیزک دارد او اندر کنار — که به عالم نیست مانندش نگار

در بیان ناید که حسنش بی‌حدست — نقش او اینست که اندر کاغذست

نقش در کاغذ چو دید آن کیقباد — خیره گشت و جام از دستش فتاد

پهلوانی را فرستاد آن زمان — سوی موصل با سپاه بس گران

که اگر ندهد به تو آن ماه را — برکن از بن آن در و درگاه را

ور دهد ترکش کن و مه را بیار — تا کشم من بر زمین مه در کنار

پهلوان شد سوی موصل با حشم — با هزاران رستم و طبل و علم

چون ملخها بی‌عدد بر گرد کشت — قاصد اهلاک اهل شهر گشت

هر نواحی منجنیقی از نبرد — هم‌چو کوه قاف او بر کار کرد

زخم تیر و سنگهای منجنیق — تیغها در گرد چون برق از بریق

هفته‌ای کرد این چنین خون‌ریز گرم — برج سنگین سست شد چون موم نرم

شاه موصل دید پیگار مهول — پس فرستاد از درون پیشش رسول

که چه می‌خواهی ز خون مؤمنان — کشته می‌گردند زین حرب گران

گر مرادت ملک شهر موصلست — بی‌چنین خون‌ریز اینت حاصلست

من روم بیرون شهر اینک در آ — تا نگیرد خون مظلومان ترا

ور مرادت مال و زر و گوهرست — این ز ملک شهر خود آسان‌ترست

← Önceki 839 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı