☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۶۹ - خنده گرفتن آن کنیزک را از ضعف شهوت خلیفه و قوت شهوت آن امیر و فهم کردن خلیفه از خندهٔ کنیزک

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

زن بدید آن سستی او از شگفت — آمد اندر قهقهه خنده‌ش گرفت

یادش آمد مردی آن پهلوان — که بکشت او شیر و اندامش چنان

غالب آمد خندهٔ زن شد دراز — جهد می‌کرد و نمی‌شد لب فراز

سخت می‌خندید هم‌چون بنگیان — غالب آمد خنده بر سود و زیان

هرچه اندیشید خنده می‌فزود — هم‌چو بند سیل ناگاهان گشود

گریه و خنده غم و شادی دل — هر یکی را معدنی دان مستقل

هر یکی را مخزنی مفتاح آن — ای برادر در کف فتاح دان

هیچ ساکن می‌نشد آن خنده زو — پس خلیفه طیره گشت و تندخو

زود شمشیر از غلافش بر کشید — گفت سر خنده واگو ای پلید

در دلم زین خنده ظنی اوفتاد — راستی گو عشوه نتوانیم داد

ور خلاف راستی بفریبیم — یا بهانهٔ چرب آری تو به دم

من بدانم در دل من روشنیست — بایدت گفتن هر آنچ گفتنیست

در دل شاهان تو ماهی دان سطبر — گرچه گه گه شد ز غفلت زیر ابر

یک چراغی هست در دل وقت گشت — وقت خشم و حرص آید زیر طشت

آن فراست این زمان یار منست — گر نگویی آنچ حق گفتنست

من بدین شمشیر برم گردنت — سود نبود خود بهانه کردنت

ور بگویی راست آزادت کنم — حق یزدان نشکنم شادت کنم

هفت مصحف آن زمان برهم نهاد — خورد سوگند و چنین تقریر داد

← Önceki 844 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı