☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۱ - مدافعهٔ امرا آن حجت را به شبههٔ جبریانه و جواب دادن شاه ایشان را

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

پس بگفتند آن امیران کین فنیست — از عنایتهاش کار جهد نیست

قسمت حقست مه را روی نغز — دادهٔ بختست گل را بوی نغز

گفت سلطان بلک آنچ از نفس زاد — ریع تقصیرست و دخل اجتهاد

ورنه آدم کی بگفتی با خدا — ربنا انا ظلمنا نفسنا

خود بگفتی کین گناه از نفس بود — چون قضا این بود حزم ما چه سود

هم‌چو ابلیسی که گفت اغویتنی — تو شکستی جام و ما را می‌زنی

بل قضا حقست و جهد بنده حق — هین مباش اعور چو ابلیس خلق

در تردد مانده‌ایم اندر دو کار — این تردد کی بود بی‌اختیار

این کنم یا آن کنم او کی گود — که دو دست و پای او بسته بود

هیچ باشد این تردد بر سرم — که روم در بحر یا بالا پرم

این تردد هست که موصل روم — یا برای سحر تا بابل روم

پس تردد را بباید قدرتی — ورنه آن خنده بود بر سبلتی

بر قضا کم نه بهانه ای جوان — جرم خود را چون نهی بر دیگران

خون کند زید و قصاص او به عمر — می خورد عمرو و بر احمد حد خمر

گرد خود برگرد و جرم خود ببین — جنبش از خود بین و از سایه مبین

که نخواهد شد غلط پاداش میر — خصم را می‌داند آن میر بصیر

چون عسل خوردی نیامد تب به غیر — مزد روز تو نیامد شب به غیر

در چه کردی جهد کان وا تو نگشت — تو چه کاریدی که نامد ریع کشت

فعل تو که زاید از جان و تنت — هم‌چو فرزندت بگیرد دامنت

فعل را در غیب صورت می‌کنند — فعل دزدی را نه داری می‌زنند

دار کی ماند به دزدی لیک آن — هست تصویر خدای غیب‌دان

در دل شحنه چو حق الهام داد — که چنین صورت بساز از بهر داد

تا تو عالم باشی و عادل قضا — نامناسب چون دهد داد و سزا

چونک حاکم این کند اندر گزین — چون کند حکم احکم این حاکمین

چون بکاری جو نروید غیر جو — قرض تو کردی ز که خواهد گرو

جرم خود را بر کسی دیگر منه — هوش و گوش خود بدین پاداش ده

جرم بر خود نه که تو خود کاشتی — با جزا و عدل حق کن آشتی

رنج را باشد سبب بد کردنی — بد ز فعل خود شناس از بخت نی

آن نظر در بخت چشم احول کند — کلب را کهدانی و کاهل کند

متهم کن نفس خود را ای فتی — متهم کم کن جزای عدل را

توبه کن مردانه سر آور به ره — که فمن یعمل بمثقال یره

در فسون نفس کم شو غره‌ای — که آفتاب حق نپوشد ذره‌ای

هست این ذرات جسمی ای مفید — پیش این خورشید جسمانی پدید

هست ذرات خواطر و افتکار — پیش خورشید حقایق آشکار

← Önceki 867 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı