☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳ - حکایت آن شخص کی دزدان قوج او را بدزدیدند و بر آن قناعت نکرد به حیله جامه‌هاش را هم دزدیدند

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن یکی قج داشت از پس می‌کشید — دزد قج را برد حبلش را برید

چونک آگه شد دوان شد چپ و راست — تا بیابد کان قج برده کجاست

بر سر چاهی بدید آن دزد را — که فغان می‌کرد کای واویلتا

گفت نالان از چئی ای اوستاد — گفت همیان زرم در چه فتاد

گر توانی در روی بیرون کشی — خمس بدهم مر ترا با دلخوشی

خمس صد دینار بستانی به دست — گفت او خود این بهای ده قجست

گر دری بر بسته شد ده در گشاد — گر قجی شد حق عوض اشتر بداد

جامه‌ها بر کند و اندر چاه رفت — جامه‌ها را برد هم آن دزد تفت

حازمی باید که ره تا ده برد — حزم نبود طمع طاعون آورد

او یکی دزدست فتنه‌سیرتی — چون خیال او را بهر دم صورتی

کس نداند مکر او الا خدا — در خدا بگریز و وا ره زان دغا

← Önceki 869 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı