☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۲۱ - حکایت آن مطرب کی در بزم امیر ترک این غزل آغاز کرد گلی یا سوسنی یا سرو یا ماهی نمی‌دانم ازین آشفتهٔ بی‌دل چه می‌خواهی نمی‌دانم و بانگ بر زدن ترک کی آن بگو کی می‌دانی و جواب مطرب امیر را

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مطرب آغازید پیش ترک مست — در حجاب نغمه اسرار الست

من ندانم که تو ماهی یا وثن — من ندانم تا چه می‌خواهی ز من

می‌ندانم که چه خدمت آرمت — تن زنم یا در عبارت آرمت

این عجب که نیستی از من جدا — می‌ندانم من کجاام تو کجا

می‌ندانم که مرا چون می‌کشی — گاه در بر گاه در خون می‌کشی

هم‌چنین لب در ندانم باز کرد — می‌ندانم می‌ندانم ساز کرد

چون ز حد شد می‌ندانم از شگفت — ترک ما را زین حراره دل گرفت

برجهید آن ترک و دبوسی کشید — تا علیها بر سر مطرب رسید

گرز را بگرفت سرهنگی بدست — گفت نه مطرب کشی این دم بدست

گفت این تکرار بی حد و مرش — کوفت طبعم را بکوبم من سرش

قلتبانا می‌ندانی گه مخور — ور همی‌دانی بزن مقصود بر

آن بگو ای گیج که می‌دانیش — می‌ندانم می‌ندانم در مکش

من بپرسم کز کجایی هی مری — تو بگویی نه ز بلخ و نز هری

نه ز بغداد و نه موصل نه طراز — در کشی در نی و نی راه دراز

خود بگو من از کجاام باز ره — هست تنقیح مناط اینجا بله

یا بپرسیدم چه خوردی ناشتاب — تو بگویی نه شراب و نه کباب

نه قدید و نه ثرید و نه عدس — آنچ خوردی آن بگو تنها و بس

این سخن‌خایی دراز از بهر چیست — گفت مطرب زانک مقصودم خفیست

می‌رمد اثبات پیش از نفی تو — نفی کردم تا بری ز اثبات بو

در نوا آرم بنفی این ساز را — چون بمیری مرگ گوید راز را

← Önceki 877 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı