☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۱۲ - مقالت برادر بزرگین

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن بزرگین گفت ای اخوان خیر — ما نه نر بودیم اندر نصح غیر

از حشم هر که به ما کردی گله — از بلا و فقر و خوف و زلزله

ما همی‌گفتیم کم نال از حرج — صبر کن کالصبر مفتاح الفرج

این کلید صبر را اکنون چه شد — ای عجب منسوخ شد قانون چه شد

ما نمی‌گفتیم که اندر کش مکش — اندر آتش هم‌چو زر خندید خوش

مر سپه را وقت تنگاتنگ جنگ — گفته ما که هین مگردانید رنگ

آن زمان که بود اسپان را وطا — جمله سرهای بریده زیر پا

ما سپاه خویش را هی هی کنان — که به پیش آیید قاهر چون سنان

جمله عالم را نشان داده به صبر — زانک صبر آمد چراغ و نور صدر

نوبت ما شد چه خیره‌سر شدیم — چون زنان زشت در چادر شدیم

ای دلی که جمله را کردی تو گرم — گرم کن خود را و از خود دار شرم

ای زبان که جمله را ناصح بدی — نوبت تو گشت از چه تن زدی

ای خرد کو پند شکرخای تو — دور تست این دم چه شد هیهای تو

ای ز دلها برده صد تشویش را — نوبت تو شد بجنبان ریش را

از غری ریش ار کنون دزدیده‌ای — پیش ازین بر ریش خود خندیده‌ای

وقت پند دیگرانی های های — در غم خود چون زنانی وای وای

چون به درد دیگران درمان بدی — درد مهمان تو آمد تن زدی

بانگ بر لشکر زدن بد ساز تو — بانگ بر زن چه گرفت آواز تو

آنچ پنجه سال بافیدی به هوش — زان نسیج خود بغلتانی بپوش

از نوایت گوش یاران بود خوش — دست بیرون آر و گوش خود بکش

سر بدی پیوسته خود را دم مکن — پا و دست و ریش و سبلت گم مکن

بازی آن تست بر روی بساط — خویش را در طبع آر و در نشاط

← Önceki 977 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı