← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۱۴ - روان گشتن شاهزادگان بعد از تمام بحث و ماجرا به جانب ولایت چین سوی معشوق و مقصود تا به قدر امکان به مقصود نزدیکتر باشند اگر چه راه وصل مسدودست به قدر امکان نزدیکتر شدن محمودست الی آخره
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
این بگفتند و روان گشتند زود — هر چه بود ای یار من آن لحظه بود
صبر بگزیدند و صدیقین شدند — بعد از آن سوی بلاد چین شدند
والدین و ملک را بگذاشتند — راه معشوق نهان بر داشتند
همچو ابراهیم ادهم از سریر — عشقشان بیپا و سر کرد و فقیر
یا چو ابراهیم مرسل سرخوشی — خویش را افکند اندر آتشی
یا چو اسمعیل صبار مجید — پیش عشق و خنجرش حلقی کشید